ناصر الدين شاه قاجار
12
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
به جاده « 1 » افتاديم . بسيار جاى مهيب دزدگاهى است . هميشه اينجا دزد پيدا مىشود . از كاروانسرا كه قدرى رد مىشود ، به رودخانه شور ميرسد . اما هيچ آب نداشت به قدر قنات قصر فيروزه آب داشت . دره ماهور زيادى بود . اينجا هم دزدگاه است . از رباط كه بيرون مىآيى الى كاروانسرا سنگى دست راست كوه سياه رنگ پستى ، به فاصلهء نيم فرسنگ هست . از رباط به آنطرف كوهها بسيار دور شده ، همه جلگه مىشود . از رودخانه شور هم كه مىگذرى ، قدرى دره ماهور هست ، بعد صحرا و صاف است . راه كالسكه بسيار خوبى است خيلى راه رفتند . كنار راه به ناهار افتاديم عكاسباشى دو سه شيشه عكس خوب انداخت . [ 258 ] حكيم طولوزون امين الملك و پيشخدمتها همه بودند . عكاسباشى يك كالسكه از ديوان دارد . اطاق تاريك عكس كرده است . اسباب عكس هم توى آن است بعد از انداختن عكس خودش با عرفانچى توى كالسكه مىنشيند . خان پيرمرد هم آمده بود . بعد سوار كالسكه شده قدرى راه رفتيم . حرم در طرف دست راست به ناهار افتاده بود . سوار اسب شده ، رفتم . ناهارگاه حرم ملاحظه شد . زياد جنجال بود همه ناهار مىخوردند . تماشاى غريبى داشت . قدرى ايستاده رفتيم باز سوار كالسكه شديم رانديم . خيلى رانديم . تا از يك ماهور كوچكى مثل گردنه رد شديم . جلگه پست « 2 » وسيعى به نظر آمد اردو نمايان شد . دهات و قلعجات « 3 » كه از آن جمله ده پيك است طرف دست چپ بودند خلاصه رانديم تا رسيديم منزل . اردو به طور هندسه اما تنگ و نزديك به سرا پرده افتاده بود احكام صادر شد به حسام السلطنه كه از فردا درست بيفتد « 4 » . چهار ساعت به غروب مانده رسيديم . امروز شش فرسنگ راه بود . در بين راه جانمحمد خان سرتيپ ، دائى انيس الدوله . . . فتحعلى خان سركردهء شاهسون بغدادى و . . . آمدند قدرى دراز كشيديم گربهها را خوب آورده بودند . يك گربهء شيرخور كوچكى ، فخر الملك در ورود به رباط كريم در صحرا پيدا كرده بود . يعنى
--> ( 1 ) . اصل : جعده ( 2 ) . اصل : پستى ( 3 ) . اصل : قلعهجات ( 4 ) . مقصود اين است كه جاى خوب و درست آماده كند .